غزل-----------ناله کم کن


ای عجب هر می نابی که به مستان دادند
جمله بیدل به سرای صنمی جان دادند

قسمت این بود کزاین دایرهء خوان فلک
بهر ما سینه به او تیغه ء پیکان دادند

بهر ما آتش وز خرمن سوزان خلیل
سوز آتش بگرفتند و گلستان دادند

وآن شب قدر که ترسان پی منزل بودم
خانه در خاتمه ء کوی پریشان دادند

هاتفان کو زسر مهر به حافظ شب قدر
ذره ای آب حیات از خم رضوان دادند

سهم ما فرقت یار آمد و هم خون جگر
وین دو با کاسهء خون گوشه ءزندان دادند

ناله کم کن (بهار ) کار به رحمت بسپار
بهر شوق تو به بلبل زمستان دادند

-------------بهمن وحدتی (بهار) ----اورومیه