به بخت و دولت خاقانم امشب
چو مرغی در چمن با گل هم اواز
به پهلوی گلی هم خوانم امشب
به عطر گل چنان مدهوشم و مست
شود روحم چدا از جانم امشب
خدایا هر چه خواهی کن کرم کن
به حق خود مکن پایانم امشب
چه بزمی چیده یارب دولت دل
مگر خوابم که چون شاهانم امشب
بخوان ای مرغ شب آهسته تر خوان
به کوی ان صنم مهمانم امشب
به شوق وصل او همچون (بهارم)
گهی ابر و گهی بارانم امشب
.......................... بهمن وحدتی (بهار ) اورومیه ............................




0 نظر:
ارسال يک نظر