از حسرت جمال تو دعا شده نیاز من
نالهء نی به عرش شد از آه جانگداز من
بجز خیال آن جمال نیست مرا تصوری
جمالت از خیال برفت زهجرت دراز من
بیا که سرو ناز تو آیینه ء جمال عشق
ایینه از کمال شکست از حسن سرو ناز من
ازآب دیده خون شود تربت جانماز ما
محراب طاق روی تو محراب این نماز من
به آه دل فنا شوی اگر به دل دعا کنم
بی شک به باد نمیرود نفرین کار ساز من
گفتم چو صبر عابدان نهان کنم نشان عشق
آب از سر حیا گذشت عیان شده چو راز من
یا رب به افسار حیا محکم ببستم پای دل
دیدی همه به باد داد این چشم عشقباز من
(بهار) اگر به گریه سوخت دیدهء اشک بار تو
سوزد جهانی عاقبت آتش سوز و ساز من
..



0 نظر:
ارسال يک نظر