یک غزل ....

تقدیم به تو که آخرین مسافر قلب منی
امشبم تا به سحر دل به تمنای تو بود
تا سحر در نظرم نرگس شهلای تو بود

هرچه کردم که دل از خاطر تو برگیرم
نشد از بس همه جا یاد تو وجای تو بود

یاد باد از طرب دل که در آن جمع وصال
دیده تا قعر وجود محو تماشای تو بود

آن دو تا نرگس مست جمله دلها بشکست
وای از این دل که اسیر رخ زیبای تو بود

یادم از رنگ شراب آمد وسرخی غروب
هر دو از رنگ دو تا زلف فریبای تو بود

من کجایم اینهمه بند و بلایم از کجا
درد عشقی که همه وعدهء بیجای تو بود

حالیا وقت سحر آمدو شب خیمه کشید
وه چه فرخنه شبی فرصت رویای تو بود

مبتلا دردی بدیدم روزگارش چون (بهار)
جویبار دیده گانش .که به دریای تو بود
بهمن وحدتی (بهار) - اورمیه

4 نظر:

ناشناس

عزل زیبائی است، در کنار اشعار زیبای ترکی، این غزل زیبا هم جای خود را دارد. این شعرها در همین تاریخ انتشار در وبلاگ سروده شده اند؟ به نظرم اگر به تاریخ سروردن شعرها هم اشاره کنید بد نیست. موفق باشید

rezapasha

چوخ گوزلدی بابا جان، منجه تورکی سوزلری ده فارسیادا چووروب یازاسان بهتر اولار یادا کی بیر لغتنامه هر سوزون آلتیندا اولا بیلر، ساغ اول

رامین جهان پیما

از این که اورمیه هم شاعری دارد که در انواع مختلف شعر تسلط دارد و اینچنین زیبا می سراید باعث افتخار و غرور است. همشری یولون آچیخ اولسون ...

Amir

سلام استاد .خسته نباشید.چوخ گوزل و معنالی بیر سایتینیز وار . یولونیز داواملی السون. بو سایت منیم اذربایجان موسیقی سایتیمhttp://azarimusiqi.blogfa.com
و بودا منیم اصلی وبسایتیم
http:.//ahang.we.bs
چوخ سوینیرم باش وورسانیز . ساقولین